در عرصه ی تكامل بشری، همواره راه های بسیاری برای شناخت، تفسیر و تبیین هدفِ تكامل وجود داشته است همچون "علم" و یا عنصر "تجربه". اما در این میان، تنها مسیری كه با بصیرت درون و آگاهی ذاتی انسان در تماس است، هنر است. اگر علم را پیشتاز در شناخت و تفسیر مفاهیم نو بدانیم، هنر با صیقل دادن این مفاهیم، بیان را هر چه ساده تر و موثر تر می كند و این رسالتی است بر دوش هنر. این بیان موثر در آثار هنری بزرگانِ نویسندگی، موسیقی، نقاشی، سینما و دیگر هنر ها به وضوح قابل مشاهده است.

یكی از شاخه های هنر كه در دهه های اخیر بسیار مورد توجه و استقبال جهان و جهانیان قرار گرفته، سینما است. هنر سینما به نوعی آمیزه ای است از دیگر هنرها. این هنر، علی الخصوص در سال های اخیر تبدیل به جریانی از هنر هایی همچون موسیقی، نویسندگی، بازیگری، فیلم برداری، عكاسی و بالاتر از همه، هنری به نام ذهن خلاق و نگاه پویا شده است. از این رو می توان سینما را به ظاهر، گونه ی تكامل یافته ی هنر دانست.

ورود سینما به ایران، همانند بسیاری از كشور ها به دهه های پیشین باز می گردد؛ زمانی كه نخستین فیلم ناطق ایرانی در سال 1312 با نام "دختر لر" به نمایش درآمد. اما متاسفانه از‌ ابتدای  فعالیت سینما تا كنون، به دلیل بروز تغییرات گوناگون در جو سیاسی كشور، این هنر با فراز و نشیب های فراوانی روبرو شده است كه از آن جمله می توان ركود شدید به علت مواجهه با جنگ جهانی دوم طی سال های 1315 تا 1327 و تغییرات اساسی بعد از انقلاب اسلامی را نام برد. در سال های اخیر نیز سینمای ما، متاثر از موج سطحی نگری های جهانی نسبت به مقوله ی هنر، افت شدیدی از منظر كیفیت و محتوی داشته است. اما در همین روزها كه سینمای ایران، ارزش واقعی خود را از دست داده، هستند هنرمندان خوش فكر و خلاق كه این عرصه را بار دیگر به روزهای اوج باز گردانند؛ مردانی همچون اصغر فرهادی.



امسال سالی افتخار آمیز برای سینمای ایران به شمار می رود. حضور فیلمی همچون "جدایی نادر از سیمین" در این برهه از زمان، نشان دهنده ی ظهور دوباره ی تفكر نو و سازنده در این سینما است، تفكری كه در سال های اخیر به ندرت شاهدش بودیم. این فیلم به كارگردانی، نویسندگی و تهیه كنندگی اصغر فرهادی، ساخته ی سال 1389 هجری شمسی است كه در نوروز سال 1390، به طور عمومی در سراسر كشور به روی پرده ها رفت و با اكران های جهانی و عبور از مرز 9 میلیون دلار عنوان پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را به دست آورد.  این فروش بالای فیلم در ایران بیش از هر چیز نشان از به ستوه آمدن عموم مردم از تماشای فیلم های بی محتوی و بی ارزش سینمای كنونی است، سینمایی كه اگر مسیر پیشین را ادامه می داد آسیب های جبران ناپذیری به اصول و ریشه ی هنر می رساند.

فیلم "درباره الی"، اثر پیشین اصغر فرهادی، انتظارات را از فیلم آینده ی این كارگردان بسیار بالا برد اما "جدایی نادر سیمین" به عقیده ی نگارنده، نه تنها تمامی این انتظارات را پاسخ گفت، بلكه آغازگر فصلی نو در سینمای رو به زوال ایران شد. این فیلم با به كارگیری المان های مثبت و ضروری فیلم سازی و به كمال رساندن هر كدام قدمی بزرگ در راه احیای سینما برداشت كه در ادامه به بررسی این المان ها خواهیم پرداخت.

 

فیلم نامه...

نخست به طرح و ایده ی اولیه ی فیلم نامه نگاهی می اندازیم؛ تلاقی زندگی دو خانواده از دو قشر متوسط و فقیر جامعه، ترسیم روابط بین اعضای خانواده ها و به تصویر كشیدن فضای جامعه در برخورد با مشكلات قشرهای مختلف. ایده ی فیلم نامه در اولین نگاه با مخاطب ایجاد ارتباط می كند و از آنجایی كه این موضوع همیشه قسم اعظم دغدغه های مردم را تشكیل داده می توان ادعا كرد كه هیچ گاه موضوعی تكراری نخواهد بود. قدم بعدی پرداختن به سوژه های انتخابی است. انتخاب مناسب و به جای سوژه ها برای بیان هر چه موثرتر ایده ی فیلم نامه الزامی است.

خانواده ای از قشر متوسط؛ سیمین و نادر، زن و شوهری در راه طلاق و جدایی اند. ترمه، فرزندی است كه باید بین پدر و مادر یكی را انتخاب كند و پدر بزرگی مبتلا به بیماری آلزایمر، در واقع علت اصلی طلاق نادر و سیمین است. از سوی دیگر خانواده ای از قشر فقیر جامعه مشاهده می كنیم؛ حجت، مرد خانواده در وضعیت بغرنج مالی به سر می برد و به خاطر شكایت طلب كارها، بیشتر روزهایش را پشت میله های زندان و بازداشت گاه ها سپری می كند. راضیه، همسر حجت در حالی كه باردار است نمی تواند بی تفاوت باشد و برای سر و سامان دادن به اوضاع تصمیم به كار در خانه های دیگران می گیرد. (در این مقاله سوژه ها به طور كامل بازگو نخواهند شد تا اگر اشخاصی هنوز موفق به دیدن فیلم نشده اند از داستان آن مطلع نباشند.) سوژه های انتخابی در این فیلم آن چنان به جامعه ی ما نزدیك است كه این پندار را در ذهن مخاطب شكل می دهد كه شاید داستان این فیلم بر اساس واقعیت نوشته شده و سوژه ها حقیقی هستند. البته این فكر زمانی به ذهن مخاطب خطور می كند كه وی كاملا با شخصیت كاراكتر های فیلم آشنا شده و خلقیاتشان را بشناسد؛ قدم بعدی در شكل گیری فیلم نامه.

شخصیت های اصلی فیلم "جدایی نادر از سیمین" ضد قهرمان هایی هستند كه برای پایبندی به اصول اخلاقی و اعتقادی خویش تلاش می كنند، اما دو راهی های اخلاقی پیش روی آنها این پایبندی را به چالش بزرگی می كشد. این كاراكتر ها به گونه ای طراحی شده اند كه تماشاگر به آسانی با آنها همزاد پنداری كرده و نقاط قوت و ضعفشان را می پذیرد. نادر مردی است دلسوز برای فرزند و پدر خویش، مردی كه همّ و غمش آینده ی فرزند و سلامتی پدرش است. وی شخصیتی است كه منطق و استدلال را بر هر چیز ارجح می داند اما در طی داستان، وادار به انتخاب بین دروغ و حقیقت برای حفظ آبرو می شود و بر سر دو راهی خانواده و قانون، به ناچار غرورش را زیر پا می گذارد. سیمین زنی است كه شاید بیشتر به دنبال آسایش خودش است و در رویارویی با مشكلات فرار را بر قرار ترجیح می دهد. شخصیت سیمین در فراهم كردن اسباب امنیت و آرامش برای دخترش، ترمه كوتاهی نمی كند اما این دلسوزی در بستری از غرور مردانه جاری است كه نتیجه اش قصور در وظایف عاطفی مادرانه می شود. راضیه زنی است پایبند به اصول دینی. عقاید وی در طی ماجرا تنها عامل ایجاد دو راهی ها هستند، دو راهی هایی مانند انتخاب بین پول و زندگی سالم بر پایه ی دین و در این امتحان ها، انتخاب وی همواره اعتقادش است، اما این انتخاب عواقبی در بر دارد كه شاید از برخی جهات برای وی نا خوشایند باشد. و در نهایت حجت، همسر راضیه فردی است كه برای حفظ ناموس و شرف خود همواره آماده است، اما روزگارِ سختش وی را فراتر از غیرت مردانه، فردی عصبی و پرخاشگر ساخته است.

در نهایت با شكل گیری سوژه ها و شخصیت ها و ایجاد ارتباط بین آنها داستان شكل می گیرد و فیلم نامه در مرحله ی اول كامل می شود. به جرأت می توان گفت كه فیلمنامه ی "جدایی نادر از سیمین" یكی از شاهكارهای دهه ی اخیر سینما است. جدای از شخصیت پردازی دقیق و كامل، ترتیب روایت صحنه های داستان به گونه ای است كه  بیننده از حدس زدن و پیشبینی كردن ادامه ی داستان عاجز می ماند و هر لحظه انتظار ضربه ای از سوی داستان می كشد.

یكی از اصول اولیه ی فیلم نامه نویسی شناخت عمیق شخصیت ها و سوژه ها است. در این امر نیز اصغر فرهادی بسیار خوب عمل نموده و این شناخت عمیق را به تمام عوامل منتقل كرده است؛ كارگردانی بی نقص، فیلم برداری بی نقص، تدوین بی نقص و بازیگری بی نقص از نتایج این شناخت عمیق است.

 

                                                                                                                                             كارگردانی...

از آنجایی كه اصغر فرهادی هم وظیفه ی نویسندگی و هم كارگردانی این اثر را بر عهده داشته، تماشای یك كارگردانی عالی دور از انتظار نبود. شناخت دقیق وی از سوژه ها و شخصیت های فیلمنامه باعث شد تا دست وی برای اعمال تغییرات ظریف در نحوه ی اجرا باز باشد و همچنین انتقالِ به جای این شناخت به تمامی بازیگر های فیلم این امكان را به فرهادی داد تا آنها را برای بازی آزادتر بگذارد و در نتیجه بسیاری از دخالت های كارگردان در نحوه ی بازی بازیگران حذف شود.

كارگردانی این فیلم كاملا در راستای فیلمنامه ی نوشته شده پیش می رود و بسیاری از نكات اشاره شده در قسمت فیلمنامه، در مورد كارگردانی هم صادق اند. بارزترین نكته در این بخش از كار، هنر فرهادی در فراهم كردن شرایطی است كه در آن واكنش بازیگران به اتفاقات هر چه طبیعی تر جلوه كند. به عنوان مثال می توان به صحنه ی مواجهه ی ترمه با پدربزرگش در حالی كه بیهوش و دست بسته بر زمین افتاده و دویدن نادر به سمت اتاق اشاره كرد و یا یكی از صحنه های پایانی كه در آن حجت بر سر و صورت خود می زند و واكنش هایی كه راضیه از خود نشان می دهد.  

 

بازیگری...

مسئله ی شناخت عمیق از شخصیت ها و سوژه ها و در كل، فیلم، همانطور كه اشاره شد به كل عوامل سازنده مربوط است كه یكی از مهمترین این عوامل خود بازیگر است. بازیگر اگر شخصیت خود را در فیلم به خوبی بشناسد نیاز كمتری به بازیگری پیدا می كند و زندگی خود را به نمایش می گذارد و این امر باعث ظهور بازیگری های كم نقص در یك اثر سینمایی می شود. "جدایی نادر از سیمین" نقطه ی عطفی در حرفه ی بازیگری سینمای ایران به شمار می آید. بازی نقش های اصلی به بهترین شكل ممكن ایفا می شود؛ پیمان معادی، دروغ را در عمق نگاه نادر به زیبایی به تصویر می كشد، شهاب حسینی سرخی و اشك چشمان حجت را در لابه لای خشمش بی نظیر نمایان می كند و ساره بیات، چقدر زیبا راضیه را غرق در دو راهی های اعتقادی اش نشان می دهد.

فرق فیلمنامه با رمان این است كه در فیلمنامه نیاز نیست ریزِ احساس و تفكر شخصیت ها نوشته شود، از آن جهت كه فیلمنامه در نهایت به رمانی مصور تبدیل می شود كه در آن كاراكترها، انسان های حقیقی شده و در این میان نقشی كه بازیگر بر عهده دارد این است كه با بازی حسی و رفتاری خویش حجم دیالوگ ها را كاسته و بار احساسی فیلم را بیشتر كند. در واقع در یك فیلم، لازم نیست كه مفاهیم صرفا از طریق دیالوگ به مخاطب منتقل شود بلكه نوع نگاه، ژست و در كل رفتار بازیگر نیز در منتقل كردن مفاهیم نقش به سزایی دارد. "جدایی نادر از سیمین" در این مورد نیز موفق عمل می كند. فیلم در بسیاری از موارد با فضا سازی خوب و به كارگیری مكث های زیركانه، نقش انتقال مفهوم را به عهده ی نگاه های عمیق و چهره ی بازیگران می گذارد.  

از دیگر نكات مثبت فیلم می توان به فیلم برداری بسیار خوب و تدوین كم نظیر آن اشاره كرد كه هر دو در كنار یكدیگر ضرب آهنگ مطلوبی برای فیلم به وجود آورده اند؛ علی رغم این كه زمان فیلم حدود دو ساعت است اما همه چیز در نگاه بیننده به سرعت می گذرد و این یكی از نكات قابل تقدیر فیلم است.

 

"جدایی نادر از سیمین" به روایت جهان...

فیلم "جدایی نادر از سیمین" به عنوان یك  اثر هنری كم نظیر از سوی منتقدان بزرگ سینما مورد استقبال قرار گرفت. حضور این فیلم در كنار آثار فیلم سازان مطرحی همچون مارتین اسكوسیزی، وودی آلن و ترنس مالیك نشان از ارزش انكار ناپذیر این فیلم دارد. سایت Metacritic كه میانگین امتیازات هر فیلم از منتقدان مطرح مجلات معتبر را ثبت می كند، امتیاز 94 از 100 را به این فیلم اختصاص داد و آن را به عنوان بهترین فیلم سال 2011 بالاتر از آثار بسیاری از بزرگان سینما برگزید. "جدایی نادر از سیمین"، عنوانی بود كه در اكثر رقابت های جهانی پیروز از میدان خارج شد و جوایز بسیاری را برای فرهادی و گروهش به ارمغان آورد، كه از این میان می توان به خرس طلای جشنواره ی برلین برای بهترین فیلم و گلدن گلوب بهترین فیلم خارجی زبان اشاره كرد و در ادامه ی این موفقیت ها، نامزدی اسكار در دو بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و بهترین فیلمنامه ی غیر اقتباسی ارزش این فیلم را به اثبات می رساند.

اما در این مدت حاشیه های بسیاری برای این فیلم در رسانه های داخلی و میان مردم به وجود آمد. بسیاری معتقد بودند كه این فیلم ارزش های جامعه ی اسلامی ایران را زیر سوال برده است. افرادی آن را نمونه ای اغراق امیز و غیر واقعی از جامعه ی ما توصیف و فیلم را تبلیغی برای مهاجرت قلمداد كردند. بسیاری معتقدند كه "جدایی نادر از سیمین" ارزش این جوایز و تقدیر ها را نداشته و ندارد و این در حالی است كه خود این افراد به عدم آگاهی خویش از هنر و سینما اقرار می كنند.

در مورد این كه آیا "جدایی نادر از سیمین" ارزش هنری دارد یا خیر مفصلاً بحث شد. علت اینكه این فیلم با استقبال بسیار خوب از طرف منتقدان و بزرگان سینما روبرو شد مسلما ارزش هنری و مفهومی آن است. فیلم روی مسئله ای دست گذاشته كه نه تنها جامعه ی ایران، بلكه تمام مردم دنیا هر روز و هر لحظه با آن در تماس اند و كار بی نقص فرهادی در به تصویر كشیدن این معضلِ دروغ یا حقیقت بود كه باعث شد همگان به تمجید فیلم بپردازند. بر خلاف بسیار از منتقدین و مردم ایران كه این فیلم را سیاه نمایی و مغایر با ارزش های ایرانی-اسلامی می دانند، من آن را گوشه ای از معضلات جوامع انسانی می بینم كه در قالب فرهنگ ایرانِ اسلامی، ارزش های انسانی را به چالش كشیده است. اكثریت غریب به اتفاق انتقاد هایی كه از فیلم می شود به طور مشخصی جهت گیری سیاسی است و این امر، رسالت نقد را زیر سوال می برد. "جدایی نادر از سیمین" نه تنها تبلیغ مهاجرت نبود بلكه روند فیلم به سمتی است كه در نهایت تصمیم سیمین برای مهاجرت از كشور را محكوم می كند.

"جدایی نادر از سیمین" پرچم دار نسل بعدی سینمای ما خواهد بود، چرا كه پا از مرزهای سطحی نگری ها و جهت گیری های مذهبی و سیاسی فراتر گذاشته و با خلق اثری تماماً هنری، پتانسیل ها و ارزش های سینمای ایران را به دنیا ثابت كرده است. به امید آن كه روز به روز شاهد پیشرفت سینما و هنر در یك دنیای بی مرز باشیم.